X
تبلیغات
رایتل

دختر سرما

من دوست هستم با آسمان و زمین آمده ام تا سرما را با بهار آشتی دهم.

داشتم به این فکر میکردم که یه وقتایی ما آدمها چقدر میتونیم بدجنس باشیم و دیگران رو تا جایی که دوست داریم و لذت ببریم آزار بدیم...

داشتم به یه بدجنسی بزرگ فکر میکردم و لبخند روی لبام نشسته بود صحنه اش اینقدر برام قشنگ بود که بی اختیار نیشم تا بناگوشم باز شده بود و همه میفهمیدن که دلم داره غنج میره از این فکرایی که میکنم البته نمیدونستن که چه فکری دارم.

حیف نذاشت در حقش بدجنسی کنم وگرنه روز خیلی خوبی داشتم..

حیف که نذاشت..

حالا نمیدونم شایدم شد..

خب راستش زیادم به من ربطی نداره من مقصر نیستم میخواست خودش هی به دست و پام نپیچه 

جواب کلوخ انداز سنگ است

نوشته شده در پنج‌شنبه 17 آذر‌ماه سال 1390ساعت 09:18 ق.ظ توسط یلدا نظرات (5)


Design By : Pichak