X
تبلیغات
رایتل

دختر سرما

من دوست هستم با آسمان و زمین آمده ام تا سرما را با بهار آشتی دهم.

چراغهای خیابان را روشن کنید 

گل ببندید شهر دل را بوی مجنون آرزوست  

نمیدونم امروز چرا اینقدر قاطی ام دلم میخواد از اینجا بزنم بیرون و هوایی تازه کنم 

دیشب اینقدر قاطی بودم که خواشتم مانتو ام رو دربیارو کشیدم و پاره اش کردم این برای مادرم هم عجیب بود من که تاحالا حتی صدام رو بالا نبرده بودم... 

خدایا ارامش را همان طور که تابحال از من دریغ نکردی دریغ نکن... 

همانطور که تاحالا پشتم بودی بمون. 

خسته ام... 

مرا در آغوش ارامش خود بگیر 

نوشته شده در سه‌شنبه 14 تیر‌ماه سال 1390ساعت 10:05 ق.ظ توسط یلدا نظرات (7)


Design By : Pichak