X
تبلیغات
رایتل

دختر سرما

من دوست هستم با آسمان و زمین آمده ام تا سرما را با بهار آشتی دهم.

این روزا حالم هیچ خوب نیست همه شاید بدونن و به روی خودشون نمیارن.فقط میخوام یه گوشه ای بشینم و فکر کنم و گاهش هم گریه کنم... البته الان چند ماهی هست که دیگه گریه نکردم و سکوت کردم.دیشه خیلی داغون شده بودم دلم میخواست بشینم یه گوشه ای و اشک بریزم دیگه برام مهم نبود چی میگن کی دور و برم هست... 

از شما چه پنهون دلم میخواد بمیرم... 

دیگه چیزی نیست که برام زیبا و ذاب باشه و بخواد منو نگه داره... 

نامیدشدم 

از تلاشهای به ثمر نرسیده ام... 

از این ادمهای عجیب و غریب اطرافم.. 

از اونی که دلم رو بد شکست و فقط منتظرم که برگرده و بگم چرا.. 

این همه چرا داره دیونه ام میکنههه 

اخه مگه میشه فراموش کرد 

انکه بی جرم برنجید به تیغم زد و رفت باز آرید خدایا که سوالی بکنبم 

اگه بدترین حرفی هم هست بگو فقط بگو چرا و این همه عذابم نده 

من دیگه تحمل ندارم 

خدایا مگه مارا دوست نداره 

ای خدا کجای کاری 

روزگارمون حروم شد عشقمون فدای عشق این و اون شد 

ما که هستیم و نمردیم 

ولش کن بابا من که مرده ام 

حوصله این کار لعنتی رو هم ندارم

نوشته شده در شنبه 4 تیر‌ماه سال 1390ساعت 08:23 ق.ظ توسط یلدا نظرات (2)


Design By : Pichak