X
تبلیغات
رایتل

دختر سرما

من دوست هستم با آسمان و زمین آمده ام تا سرما را با بهار آشتی دهم.

سلام دوستان

توی این روزها که دلم میخواست از خوبی و امید حرف بزنم به یه ناامیدی بزرگ رسیدم خواستم نوشته‌هام رو پاره کنم و بگم نمیشه...

اما انگار نشد، انگار چیزی وادارم کرد که ادامه بدم و اجازه نداد که با این حال پا به خونه‌ی جدیدیم بزارم و بگم نمی‌تونم ...

خلاصه اینکه دوست شما هم گاهی اوقات کم میاره. میدونید همه‌ی ما یه روزهایی کم میاریم مهم اینه که چه جوری این رو حل میکنیم.

توی این روزها ناراحتی و اضطراب تمام وجودم را مثل خوره میخورد و کاری از دستم برنمیومد هیچ راهی نداشتم فقط ...

بگذریم حالا که برگشتم به دنیا و سلام میکنم به زندگی به امید... و عشق به او

میدونید تنها چیزی که از این روزها یاد گرفتم اینه که:

آدما مثل یه چای کیسه‌‌ای می‌مونن که فقط تو آب جوش رنگ می‌دن.

من هم توی این گذر فهمیدم که چقدر قدرت دارم و میتونم تحمل کنم. وقتی عاشق میشی ناخواسته تمام وجودت رو میبخشی، خودت هم نمی دونی که چقدر جلو رفتی هر جا که خسته می‌شی میگی تمومش میکنم حوصله ندارم اما وای به اون روزی که بگن تمومش کن به زور وادارت کنن، اون وقت که در مقابلشون موضع میگیری و تازه میفهمی که چقدر دوستش داری یا ممکن است برعکس بشه بفهمی اصلاً دوستش نداری، (که البته این مورد خیلی کم پیش میاد)...

نمی‌دونم برات پیش اومده یا نه ولی روزهای سختی بود ... حالا که فکر میکنم می‌بینم از قبل مطمئن‌تر شدم و مصمم‌تر...

گاهی هم از این روزها وقتی که گرد زمان روشون بشینه به خوبی یاد می‌کنیم...

 

 

نوشته شده در شنبه 19 آبان‌ماه سال 1386ساعت 04:08 ب.ظ توسط یلدا نظرات (8)


Design By : Pichak